خرید بک لینک
ملودی شیرین عشق ♫ روز بعد آفتابی است .. دلِ تو که می گیرد ،انگار شادی می میردو بهار ، دلش نمی خواهد بیایدوقتی که تو دلتنگی ...انگار کودکی می نشیند زیرِ بارانو به دلتنگی هایِ آسمانیِ خود می گرید ...دور دست ها ، چراغی است بر افروختهو روشنایی زمین ، نوید بخشِ روزهای گرم است ...من ...به دلتنگی هایِ کودکانه ی تو ، دلتنگمو به نگاهِ سبزِ آسمان می خندم...دست هایت را به دست هایِ عاشقِ من بسپار !اینجا زمین نامَرد استو آسمان می داندکه وسعتِ دل هایِ گرفته ی این روزهایِ ما ،تنها به بزرگواریِ آفتاب

برچسب: نویسنده: کامران یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 مهر 1405 ساعت: 19:55

♫ این بازی نیست ..

این بازی نیست ! این کودکانه هایِ من نیستند ... اینجا من ... به اندازه ی تمامِ خنده هایِ تو ، دلخوشی لازم دارم ، تا بفهمم که تنها نیستم ... سفسطه نمی کنم ! دلم گواهی می دهد که آمدنت ، بزرگترین اتفاقِ لحظه هایِ سرشارِ من است ... اگر گُل می دهم در زمستانِ این روزهایِ زمین ، برایِ باوری است که سالیانِ دراز در دلم ریشه زده بود ... قبله ام را به چشم هایِ تو می دهم، نماز کن در سپیده دَمِ بارانیِ زمان آینده ....

برچسب: نویسنده: کامران یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 مهر 1405 ساعت: 19:55

ملودی شیرین عشق 18:23 پ ن: بنظر میرسه اینجا خیلی وقته مُرده ولی هنوز یادمه چقدر اینجارو دوس داشتم و چقدبا عشق اینجا پست نوین میذاشتمتوی اینهمه سال خیلی اتفاقای زیادی افتادمن هرروز بزرگتر شدم، اتفاقات خوبی ک همیشه تو رویام میدیدموتجربه کردم حتی بعضیاش بدون اینکه براشون برنامه ریزی کنمدقیقا همونطور ک میخواستم پیش رفت :)و الان با وجود یه سری از ناراحتیام خوشحالمچون میدونم داستانم هنوز ادامه داره... هرچی جلوتر رفت ادم بدای داستانم هم کمرنگتر شدنو جاشونو به ادمای خوب دادن :)   Pishi / فروردین

برچسب: نویسنده: کامران یوسفی تاريخ: پنجشنبه 2 مهر 1405 ساعت: 19:55

صفحه بندی